تبليغاتX
همیشه سبز
به مرگ گله راضی شو چو گرگی را شبان کردی
درود بر دوستان

چند روزی بود فکرمان برای اینکه چه بنویسیم و از چه بگوئیم سخت مشغول گشته بود که امروز بحمدالله خبری را خواندیم و مانند همیشه شاخ در آوردیم، هر چند شنیدن اخبار در این ملک همیشه باعث شگفتی است ولی نمی دانیم چگونه است که برای ما عادت نمیشود.

سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین در همایشی نطق فرمودند که: تحریم ها بزرگترین نعمت برای اقتصاد ماست و ما باید در هر نماز دعا کنیم که تحریم ها روز به روز عمیق تر شود چرا که این تحریم ها باعث پیشرفت ما شده است.

از این سخن چنین نتیجه میتوان گرفت:

-  ما فقط با تحریم پیشرفت می کنیم و بدون آن پیشرفت و موفقیتی در کار نیست.

آقای نقدی شما را به همان آغا قسم میدهیم که این دعاها را برای شخص خود و خانوادتان کنید و دست از سر این ملت بردارید. آخر جیب این ملت تحمل استجابت این دعا را ندارد و در ثانی این ملت بسی بی جنبه میباشد . یکدفعه دیدید با تحریم های بیشتر ما به آنچنان پیشرفتی رسیدیم که دیگر کسی جلودارمان نشد.

ای که مموتی به قربان آن ریش و پشم خوشگلتان شود بهتر است شما اول معنی اقتصاد را بدانید و بعد نظر اقتصادی دهید. آخر شما کجا و درد این مردم کجا؟!!!

پ ن1: خدایا اینجا دیگه کجاست؟ دیوونه خونست؟!!!

پ ن2: نقدی جان نقدا چقدر گرفتی این اراجیف رو تحویل مردم دادی؟!

پ ن3: مخاطب خاص (اینجانب): صحبت در مورد خوراکی اینجا ممنوعه!!!


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 20:13  توسط نسرین  | 

سال 91 رسید و خیلی ها پای تلویزیون منتظر بودن که ببینن آغا چه اسمی رو انتخاب کرده. نمیدونم دلیلش چی بود؛ شاید کنجکاوی، شاید هم میخواستن از همون اول سال تمام توانشون رو بذارن که خواسته آغا رو محقق کنن، یا شاید هم می خواستن ببینن امسال قراره چه بخشی نابود بشه!! خلاصه آغا اومد و سال 91 رو سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی نامگذاری کرد.

مطمئنا واسه نامگذاری امسال زیاد فکر کردن ولی چقدر میشه از تولید ملی و سرمایه ایرانی حمایت کرد؟

از زمانی که احمدی نژاد رئیس جمهور شده کارخونه ها و مراکز تولیدی یکی یکی اعلام ورشکستگی میکنن و تعطیل میشن و فقط 4 تا کارخونه ای که قطعات چینی وارد می کنن و اجناس چینی رو تحویل مردم میدن سر پا موندن.

بهمن ماه 89 بود که کارخونه های آجرپزی یکی یکی به خاطر افزایش 20 درصدی قیمت سوخت تعطیل میشدن.

اواخر بهمن ماه بود که یکی از مسئولین صنایع استان تهران گفت که 25 درصد کارخونه های استان عملا تعطیلن، 16 درصدشون در حال تعطیل شدن و 21 درصدشون هم نیمه فعال!!

تو همون بهمن ماه بود که واحد پلی اتیلن سبک شرکت پتروشیمی امیر کبیر با 4000 میلیارد ریال هزینه به دست مبارک آقای احمدی نژاد افتتحاح شد و به 3 ماه نکشید که به خاطر کمبود خوراک تعطیل شد.

اوایل اردیبهشت ماه 90 بود که کارخونه طلا در جنوب آذربایجان غربی به خاطر تحریم ها و بعضی مسائل دیگه تعطیل شد و 95 درصد کارگراش از کار بیکار شدن.

اوایل مهر 90 هم کارخونه زمزم خوزستان با 50 سال سابقه تغطیل شد و 105 نفر بیکار شدن.

و بسیاری از واحد های تولیدی و کارخونه های دیگه...

دلیل این تعطیلی ها و بیکار شدن کارگران رو همه میدونیم.

اعتباراتی که فقط رو کاغذ داده میشه و دولت هم نمی پردازه. تا وقتی که سوریه و لبنان و عراق و ... باشن مردم ایران ارزشی ندارن دیگه.

مدیریت نادرست قانون هدفمندی یارانه ها که دولت قرار بود 30 درصد از درآمدی رو که از این راه به دست میاره به بخش تولید بده و طبق معمول به این تعهدش هم عمل نکرده.

تحریم ها، که الان همه میتونن تاثیرش رو ببینن ولی مسئولین کشور ما سرشون رو کردن زیر برف و از اون جایی که نفسشون از جای گرم میاد با حماقتاشون باعث بیشتر شدن این تحریم ها میشن و مطمئنا بخش تولید با این تحریم ها فلج میشه.

واردات کالاهای بی مصرف چینی که سیاست های دولت ما باعث شده بازارها پر بشه از این کالاها و همین ضربه میزنه به تولید

و سرمایه گذارایی که به علت بی ثباتی بازار حاضر به سرمایه گذاری نیستن.

واقعا با این همه مشکل و معضل چجوری میشه از تولید و سرمایه ایرانی حمایت کرد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 0:49  توسط نسرین  | 

درود.

یکی از دوستان خواسته بود که در صورت امکان پست آخر سال 90 رو اختصاص بدیم به زندانیان سیاسی و ازشون یادی کنیم. راستش نمی دونستم چی بنویسم و از چی بگم. انگار دیگه گفتن دردی رو دوا نمی کنه. اما امشب خبر آزادی مهدی خزعلی و آریا آرام نژاد رو شنیدم و خیلی خوشحال شدم. هرچند شنیدم آریا برای یک هفته به مرخصی اومده (امیدوارم زودتر خبر آزادی کاملش رو بشنویم) . این آزادی ها بهترین اتفاقاتی بودن که تو سال 90 افتاد. سالی که کمتر کسی دل خوشی ازش داره. شاید بشه این رو به فال نیک گرفت و به آینده امیدوار بود .

در شب سال جدید دعا میکنم که همه زندانیان سیاسی که جرمی ندارن جز آزادی خواهی هر چه زودتر آزاد بشن و در خوشی ها کنار خونوادشون باشن.

به امید روزی که آریا آرام نژاد در آزادی کامل ترانه هاشو بخونه.

عیدتون مبارک.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 1:39  توسط نسرین  | 

در این پست فقط قصدم قدردانی از توست که رای دادی! تویی که با مشت محکم به دهان استکبار کوبیدی! همان استکباری که نمی دانم با این مشت ها چگونه تا به حال دوام آورده و قدرتنمدتر از قبل مشت ما را با پتک جواب می دهد.

آفرین بر تو که پای صندوق رای رفتی تا امر رهبری را اطاعت کنی. همان رهبری که مجلس خبرگان او را انتخاب کرد و مسئولیتش نظارت بر وی شد ولی نمی دانم چطور آنها از رهبری دستور می گیرند. همان رهبری که تو او را خدا خواندی و اطاعت از او را واجب و سرپیچی از فرمان او را گناه دانستی. همان رهبری که هیچ کس حق انتقاد از او را ندارد و فقط کافی است لب تر کند و منتقدینش را به جایی بفرستد که عرب نی می انداخت.

آفرین بر تو که حماسه آفریدی و نمایندگانی را انتخاب کردی که نماینده ملت اند و نه حکومت و دولت! نمایندگانی که شورای نگهبان آنها را تائید صلاحیت کرد تا بهتر از قبل بتوانند گوش های خود را بگیرند و چشمان خود را ببندند و فقط اسم نماینده را یدک بکشند . نمایندگانی که برای رای جمع کردن هیچگاه از سلاح دروغ و ریا استفاده نمی کنند و قصدشان از ورود به مجلس فقط دفاع از حق توست. مجلسی که تشریفاتی نیست! مجلسی که مستقل است و در راس امور!

آفرین بر تو که رای دادی به کاندید اصلح! هرچند تمام کاندیداها اصلح بودند ولی آفرین به انتخاب تو. البته به گفته رهبر مهم حضور است و صلاحیت نامزد در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

و درود بر تویی که پای صندوق رفتی تا سهمت از این حماسه مهری باشد بر شناسنامه ات و خواسته یا ناخواسته مهر مشروعیت این نظام را بر شناسنامه ات نشاندی. شاید همین صفحه آخر شناسنامه در آینده تو را در رسیدن به پست و مقامی کمک کند اصلا به تو چه مربوط است که در همین یکی دو سال جوانانی کشته شدند، مادرانی داغدار گشتند و پدرانی هنوز از این داغ کمر راست نکرده اند. به تو چه که عده ای در پشت میله های زندان اسیرند به جرم اینکه خواستار آزادی اندیشه تو بودند. به تو چه که این رژیم با این همه فساد هنوز اسلامی مانده. کودکان خیابانی، تجاوز، فرار مغزها، اختلاسها، دزدی ها، کارتون خوابها، فقر و فساد و ... هیچ کدام به تو ربطی ندارد. تو همان حقوق بخور و نمیرت را بگیر و کلاه خودت را بچسب و روزی هزار بار شکر خدا را کن که در مملکت امام زمان زندگی میکنی.

آفرین بر تو که به خاطر تبلیغات آمدی و رای دادی. تریبون آزاد را دیدی و گفتی، ببین آزادی یعنی همین! تریبون آزادی که اصلا سانسور نداشت! هیچ کس پشت تریبون نگفت که من رای نمی دهم همه خواستند رای بدهند تا مثل همیشه دشمنان را خوار کنند و خودشان را سرافراز! تریبون آزادی که تا به حال هر وقت برگزار میشد همه می آمدند و شرایط نماینده خوب را یاد آور می شدند ولی این بار فقط گفتند که چرا باید رای دهیم. چون  مهم حضور است!

فقط خواستم از تو تشکر کنم که امر رهبری را اطاعت کردی! مشت محکی به دهان استکبار کوبیدی! به این نظام مشروعیت بخشیدی و مهم تر از همه شناسنامه خود را مهر کردی!

درود و هزاران درود بر تو باد!


+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1390ساعت 22:56  توسط نسرین  |